بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 131

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

و مخلوق بظهور آورده و علم معلوم را از او گرفته يعنى بالمره او را از آثار و صفات او معزول كرده و صفات خود را بجاى آن نشانده پس معنى قول او « عن معلوم » اين است كه طلب كرده يا برگزيده از معلوم خود يعنى از آن علمى كه بمعلوم خود داده و در معلوم بود اختيار جمع كرده از معلوم خود ، يعنى علمى كه داده بود . دو قسم و دو شعبه داشت در مخلوق يكى راجع به حق و ديگرى بخلق و حقتعالى ، آن را از او طلب و اختيار كرد كه راجع به خودش بود ، يعنى به حق تعالى اين جمع كه شرح شد بحسب تشريع و ترتيب سلوكى است ، و ممكن است مراد از جمع جمع تكوينى و مبدئى باشد كه جمع عبادة از مرتبهء علم و عقل كلى اجمالى و لوح محفوظ قضائى بوده و تفرقه عبارت از علم تفصيلىّ تقديرى نازل از سماوات باشد « و التّفرقة ما ابانه من معلوم بعلم » تفرقه آن چيزيست كه جدا نموده آن را از معلوم خود ، با علم آن معلوم كه غير از حق و جدا از حق است كه علم بخلق باشد و اين بقرينهء مقابلت با جمع مذكور روشن مىگردد قوله ق « الجمع ما جمع الحقّ من مراده فى خلقه » جمع آن چيزيست كه حق جمع كرده از مراد يا در به دو خلق يا بعد از تربيت در خلق خود از اوصاف و افعال و ذات « و التّفرقة ما اظهره بعلمه من خلقه لمراده » تفرقه آنچه كه ظاهرش كرده با علم خود از خلق خود ، براى مراد خود ، يعنى بسبب علم مخلوق آنچه ظاهر مىشود از صنايع و مطالب عقليّهء ، كه براى منفعت و مراد او است ، آن تفرقه است ، كه اين هم راجع بعالم آفاق است بحسب خلق و تكوين ، و در اينجا لفظ مراد ، عبارت از اولياء حقّ است كه همهء خلق عوالم براى ايشان است قوله قس : « الجمع موافقة المراد » جمع ، موافقت با مراد حق يا با حق است كه خود مراد است « و التفرقة موافقة العلم » و تفرقه ، موافقت است با علم حق كه افاضه مىشود در مقام فرق بعد الجمع كه براى منتهيان است ، يا در ابتداء سلوك و اواسط آنكه با علم و عقل نظر بكثرات مىكند « الجمع علم اللّه تعالى فى معلومه قبل وجود المعلوم » يعنى جمع عبارت از علم خدا است كه در معلوم او بود قبل از پيدايش معلومات ، يعنى نفى آثار و توحيد صرف و جز حق ندانستن در علم حق مكنون بود براى